
امسال همه چیز برا من خیلی فرق کرده،از کلیات واضح زندگی گرفته تا جزئیات خیلی ریز! xa0ده دوازده روزی یه بار از خونه بیرون میرم،صبحا سر حوصله،چای شرین داغ و کره ی یخ زده و مربای آلبالو می خورم و از پشت پنجره ی هال،شاخه های هرس شده درختا رو می بینم و گلای کاغذی نارنجی و آب اناری رو، نزدیکای ظهر عطر برنج تازه دم و خورش کل خونه رو بر می داره ،بعد از ناهار وقتی می خوام بخوام تو ذهنم،استرس و دغدغه و هول و ولا ندارم، از خواب که بیدار می شم هوا هنوز روشنه،اتاق من آفتاب صبحه و هال آفتاب عصر،یه فنجون چای دا...
ادامه مطلب