چهار روز دیگر به نیمه ی
زمستان می رسیم؛
این همه
زمستان رفته از عمرم!!!
روزهای آخر
بیست سالگی است؛صفحه ی مثبت مجله روی دستم مانده،یک دنیا درس تلمبار شده دارم،دائم با برادر کوچکترم بحث های احمقانه دارم، یک آرزوی بزرگ چندین و چند ساله دارم،بیماری پدرم...
بیست سالگی شبیه رویا هایم نبود،شبیه هیچ چیز نبود...
با افسردگی سال های قبل شروعش کردم و با افسردگی ادامه دادم اش،ای کاش دنیا کمی،فقط کمی مهربان تر بود،
زمستان بدون برف،سرد، تهی،زمستان پوچ...
فنجان گل سرخی...
ما را در سایت فنجان گل سرخی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 55
تاريخ: شنبه
27 بهمن
1397 ساعت: 4:46