ده دوازده روزی یه بار از خونه بیرون میرم،صبحا سر حوصله،چای شرین داغ و کره ی یخ زده و مربای آلبالو می خورم و از پشت پنجره ی هال،شاخه های هرس شده درختا رو می بینم و گلای کاغذی نارنجی و آب اناری رو، نزدیکای ظهر عطر برنج تازه دم و خورش کل خونه رو بر می داره ،بعد از ناهار وقتی می خوام بخوام تو ذهنم،استرس و دغدغه و هول و ولا ندارم، از خواب که بیدار می شم هوا هنوز روشنه،اتاق من آفتاب صبحه و هال آفتاب عصر،یه فنجون چای داغ دستم می گیرم و می شینم وسط آفتاب گرم و ملایم پاییزی .......
بعد از سال ها،این اولین آبانی هست که برا من خیلی بی دغدغه و نرم و یواش داره می گذره
ما را در سایت فنجان گل سرخی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 47