فنجان گل سرخی

متن مرتبط با «متن هایی گریه دار» در سایت فنجان گل سرخی نوشته شده است

گریه هایی که وقتش بود.....

  • نیلوبلاگ

    من دوبار پشت تلفن گریه کردم ناگهانی از ته دل پر از غم و اندوه بار اول سه چهار سال پیش بود،وقت تبریک ازدواج به مردی که عاشقانه دوستش داشتم، xa0غروب لعنتی خرداد بود و فرجه های امتحانی... صدای خنده هایش را شنیدم،بی دغدغه،با آرامش،روی ابر ها بود، بغض کردم بغض گیر کرده بود توی گلوم،هی بزرگ و بزرگ تر شد صدایم از گریه بالا نمی آمد،از خوش حالی ریتم حرف زدنش تند شده بود آخر سر از سکوتم بعد از الو الو گفتنش و صدای خش دار و اشک ریزم که فقط یک کلمه گفتم «خداحافظ» فهمید گریه می کنم، xa0 مردی که یک تابستان گر...

    ادامه مطلب