عطر پاییز

خرید بک لینک
ساعت دقیقا هفت و سی و دو دقیقه عصر پنجشنبه پانزدهم شهریور ماه است،مهتابی اتاق را روشن کرده ام، دیوارها از همیشه خوشرنگ تر به نظر می رسند،نشسته ام روی گل های صورتی رنگ ملافه ی تختم ،موبایلم که ده درصد بیشتر شارژ ندارد وصل شده به پاور بانک صورتی گوشه ی تخت خواب، آسمان نیمه ابری غروب هوس باران دارد
هر چند ثانیه ای یک بار رعد و برق می زند.هوا،هوای پاییز است....

به کتابخانه ی قرمز رو به رویم خیره می شوم،به چیدمان این خاطره ها،کتاب هایم«چراغ ها را من خاموش می کنم کنم،سپیده شاملو،سینا دادخواه،پاییز فصل آخر سال است،من او،بادبادک باز،وداع با اسلحه ،هوشنگ مرادی کرمانی»جامدادی گلی گلی رنگ صورتی ام،اولین کفش هایم که قرمز است،قرآن مکه ای جلد سبزم،دوجعبه ی کوچک فلزی ،دفترچه ی صورتی،مارکر صورتی،نهج البلاغه ی جلد صورتی و این همه دخترانگی صورتی ام...

به سال های کودکی ام فکر می کنم؛
به بوی ماه مهر و کیف و کتاب و نم نم باران و همکلاسی و مداد جویده شده ی قرمز و صدای آموزگار کلاس اول و نارنگی و دویدن وسط حیاط مدرسه و خزان هزار رنگ پاییز و مشق و انار و دیکته...

فنجان گل سرخی...

ما را در سایت فنجان گل سرخی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: پنجشنبه 4 بهمن 1397 ساعت: 15:48

صفحه بندی