اسفند نود و پنج

خرید بک لینک
کل پاییز و دوماه زمستون رو منتظر اسفندم،اسفند ماه قشنگیه

اسفند اومده،نوید بهار،از باز شدن غنچه ی گل شمعدونی قرمزم،از آفتاب روی برگای سوزنی درختای کاج،از نم بارونِ ملایم و ناگهانی و چند دقیقه ای

اسفند برای من نوید بهار بود،نوید اومدن روزای بلند تابستون

آخ که چقدر عاشق تابستونم

هیچوقت فکرشم نمی کردم که چهارم اسفند نود و پنج متوجه شیم پدرم سرطان داره،

نمی دونم،فکر می کردم باید هر چی غمه،هر چی غصه و خستگی و اندوه گذاشت پشت در و با یه دل آروم و با امید وارد سال جدید شد،

این تازه شروع غمِ ماست،از اسفند شروع شد،آخرین ماه سال

دل می خواد اسفند بشینه روبروم و بگه غم و غصه هامیرن،خودم میبرمشون،بهت قول میدم


برچسبها: بهار, بارون, نم بهار فنجان گل سرخی...

ما را در سایت فنجان گل سرخی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 3:11

صفحه بندی