بعد از غروب آخرین روز شهریور۱۳۹۶

خرید بک لینک
آخرین غروب تابستون هم چند دقیقه ی پیش تمام شد،آخرین غروب شهریور سال ۱۳۹٦،نمی دونم چرا ولی به طور خیلی ناگهانی هوس کردم بیام تو اتاقم و لامپ رو خاموش کنم و همینطوری خیره به تاریکی فکر کنم،چند لحظه قبلش تو هال تنها نشسته بودم و همین کار رو می کردم که چون تنهایی شکسته شد،تصمیم گرفت بیام تو اتاقم و به فکر کردنم، ادامه بدم.«آرامش بخش ترین کار برای من تو تنهایی و سکوت نشستن و به یه نقطه خیره شدن و فکر کردن هست».بعد از این که پرده رو کنار کشیدم رو تختم دراز کشیدم و یه لحظه نگاهم افتاد به آینه و تصویر تاریکی دلچسب آسمون که هنوز به طور کامل تار نشده بود،هنوز اثرات آبی رنگش پیدا بود،یه جور که نه سیاه باشه و نه آبی،بار اولی بود که از آینه ی اتاق آسمون رو می دیدم«کم پیش میاد پرده ی اتاق رو کنار بکشم»

.حالا دیگه آسمون به طور کاملا تاریک شده و هنوز لامپ اتاق خاموشه و منظره رو به روی من دوتا پنجره ی طبقه ی دوم ساختمان رو به رو هست،

یکی پنجره ی آشپزخونه هست که یه نور زرد ملایم و جیغ ازش بیرون می زنه و یکی پنجره ی هال که نور سفید!

راستش من نور زرد آشپزخونه رو بیشتر دوستدارم!

نوری که نه از لامپ کم مصرف نارنجی و نه از چراغ زنبوری بیرون می زنه!

نور چراغ های ریز تزئینی بالای کابینت های آشپزخونه!یه نور زرد جیغ که کم جونه!همشون باهم یه فضای لایت و رمانتیکی رو ایجاد می کنن!!!

و من عاشق چنین فضایی هستم!

خونه ایی که تاریک باشه،و شب که میشه فقط این چراغای ریز که کنافای تزئینی بیرون می زنه روشن باشه!

و نه رنگ سبز و آبی

رنگ زرد!

پ.ن:نوشتن لمس این لحظه هم کاملا ناگهانی بود، با خودم فکر کردم بذار بنویسمش،شاید چند سال دیگه که کاملا از یادم رفت،یه روزی این نوشته رو خوندم و یاد به اون لحظه ی قشنگی افتاد که آسمون رو از قاب آینه دیدم!

یا شاید چند سال دیگه،وقتی دارم این نوشته رو می خونم نشسته باشم تو خونه ی خودم که در این صورت فضای اطرافم قطعا تاریک هست و یه نور لایت زرد خونه تاریک رو روشن کرده

راستی من تا حالا از خونه ی مورد علاقم این جا چیزی ننوشتم،حتما حتما در موردش می نویسم،خیلی زود،نوشته ی بعدی!


برچسبها: شهریور۹۶, خزان هزار رنگ پاییز, نَم نَم باران پاییز فنجان گل سرخی...

ما را در سایت فنجان گل سرخی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: سه شنبه 5 دی 1396 ساعت: 17:23

صفحه بندی