حتما یک عصر بهاری یا صبح تابستانی ، دختری با روسری ساتن و رژ لب نارنجی و مانتوی بلند و یک کیف مشکی و کتاب به دست
زیر سبزی برگ های چنار قدم می زده و به یک لیوان شربت آلبالو با چند تکه یخ شناور فکر می کرده که ناگهان عاشق شده......
در یک نگاه
و حالا دختری با روسری ساتن،رژلب نارنجی،شال گردن قهوه ای و یک کیف مشکی بزرگ با یک بغل کتاب برگ های درخت چنار را زیر پا له می کند و از زیر نارنجی و قرمز و زرد و قهوه ای برگ ها می گذر و به عشقی فکر می کند
که حالا ولش کرده و رفته
با زخمی در قلبش که بسته نمی شود......
فنجان گل سرخی...ما را در سایت فنجان گل سرخی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 64